الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

34

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

حال بحث ما در همين قسم چهارم و قوهء عاقله است و در اين رابطه سه مطلب مطرح است : الف : تعريف قوهء عاقله . ب : تقسيم عقل به دو شعبهء عملى و نظرى . ج : چهار سؤال و جواب . [ 1 - تعريف قوهء عاقله ] اما اولى : عقل يا قوهء عاقله عبارتست از نيروئى كه خداوند متعال به انسانها عنايت فرموده و به توسط آن امور كليه و قوانين كلى را ادراك مىكند از قبيل : اجتماع نقيضين محال است ، كل از جزء بزرگتر است ، و . . . مراد از امور كليه يعنى امورى كه محدود به زمان يا مكان خاصى نيستند . [ 2 - تقسيم عقل به دو شعبهء عملى و نظرى ] و اما دومى : عقل و يا قوهء عاقله داراى دو شعبه است : 1 - عقل نظرى 2 - عقل عملى عقل نظرى آنست كه بتوسط آن انسانى ادراك مىكند امور كلى را كه از نوع شناختن و دانستن هستند و باصطلاح مما ينبغى ان يعلم هستند و ربطى به مقام عمل و به كار بستن ندارند مانند : نوع قواعد منطقى ، رياضى ، فلسفى ، كلامى ، كه از نوع دانستن و باور كردن است مثل : الواحد نصف الاثنين ، كل ممكن محتاج الى المؤثر ، الدور و التسلسل باطلان و . . . عقل عملى آنست كه بتوسط آن انسان ادراك مىكند امور كليه‌اى را كه از نوع عمل كردن و به كار بستن است و باصطلاح مما ينبغى ان يفعل است مثل : العدل حسن اى ينبغى ان يفعل ، الظلم قبيح اى ينبغى ان يترك يا لا ينبغى ان يفعل و . . . [ 3 - چهار سؤال و جواب ] و اما سومى : چهار سؤال و جواب : 1 - آيا عقل نظرى و عملى دو حقيقت جدا هستند و در وجود انسان دو نيروى عاقله وجود دارد كه يكى درك مىكند امور نظرى و قواعد نظرى را و ديگرى مدرك امور عملى است و يا يك حقيقت دارند . جواب : مىفرمايد اين‌ها دو واقعيت جدا نيستند و يك حقيقتند . توضيح ذلك : خداوند در باطن ما انسانها يك قوهء عاقله و مدرك كليات آفريده و كليات را تماما بتوسط آن ادراك مىكنيم منتهى مدركات اين نيروى باطنى متفاوت است . گاهى مدركات او از امور نظرى است يعنى امورى كه ينبغى ان يعلم . و گاهى مدركات او از امور عملى است يعنى امورى كه ينبغى ان يفعل او يترك . به لحاظ اين دو دسته مدركات نام او را عقل نظرى و عملى گذاشته‌ايم و الا دو قوهء مدركهء كليات جداگانه در انسان نيست .